«ازکیل کاب، جوان ساده و بی تکلفی است که در زمان کودکی به همراه پدر و مادرش که مبلغ مذهبی هستند، برای زندگی به چین رفته و اکنون پس از ۲۵ سال و در سن ۳۰ سالگی از سوی پدرش برای پیدا کردن یک همسر مناسب عازم ایالات متحده می‌شود. او که هیچ آشنایی با […]

«ازکیل کاب، جوان ساده و بی تکلفی است که در زمان کودکی به همراه پدر و مادرش که مبلغ مذهبی هستند، برای زندگی به چین رفته و اکنون پس از ۲۵ سال و در سن ۳۰ سالگی از سوی پدرش برای پیدا کردن یک همسر مناسب عازم ایالات متحده می‌شود. او که هیچ آشنایی با دنیای مدرن ندارد، به محض ورود به شهر وارینگتون دچار مشکلات بسیاری می‌شود.

در آستانه ورود او به وارینگتون نامزد انتخابات شهرداری می‌میرد. جیک مایو یکی از سران دستگاه سیاسی فاسد وارینگتون به طور اتفاقی با کاب آشنا می‌شود و خیلی زود متوجه ساده دلی او شده و پس اعلام مرگ نامزد انتخابات شهرداری، او را به سران مافیای قدرتمند شهر معرفی می‌کند. کاب ابتدا از پذیرفتن این عنوان خودداری می‌کند، اما پس از اصرار جیک مبنی بر اینکه او هیچگاه برنده‌ی این انتخابات نخواهد بود و تنها برای امیدوار کردن مردم به دستگاه فاسد اداری شهر و انجام اصلاحات در شهرداری از او استفاده خواهد شد و او پس از آن می‌تواند به سراغ پیدا کردن همسر برود، قبول می‌کند. اما کاب در میان ناباوری همگان با آرای بسیار بالا به عنوان شهردار انتخاب می‌شود. او بر خلاف اصرار سرکردگان مافیای شهر مبنی بر کناره گیری و به توصیه دوست جدیدش پت پرات که دختری رُک گو و صریح الهجه است، در فردای همان روز به عنوان شهردار در دفترش در ساختمان شهرداری حاضر می‌شود. او به طور غیرمنتظره ای در کارش جدی، سختکوش و توصیه ناپذیر است و پس از مدتی شروع به پاکسازی شهرداری و زیرمجموعه‌های آن از افراد فاسد می‌کند.

او در این راه از کمک و همفکری پت و دوستان چینی‌اش استفاده می‌کند. سرکرده‌ی مافیای شهر که قرار بوده خودش شهردار شود و حالا به لحاظ مالی بسیار متضرر شده، برای کاب پاپوش می‌دوزد. دادستان شهر نیز از اختیارات خود استفاده کرده و حکم به برکناری کاب از سمتش در 24 ساعت آینده می‌دهد. کاب که حیثیت خود را از دست رفته می‌بیند به توصیه‌ی دوستان چینی‌اش از فرصت باقی مانده استفاده کرده و به پلیس دستور بازداشت همه اعضای مافیا و گنگسترهای وارینگتون را می‌دهد. او همه‌ی گنگسترها را از کوچک و بزرگ در انبار ساختمانی در محله چینی‌ها که زیرزمینی است بزرگ و وسیع جمع می‌کند تا به روش‌های چین باستان از آنها اعتراف بگیرد. او به همه‌ی گنگسترها اعلام می‌کند یا جرایم و قانون شکنی‌های خود و رئیس روسای خود اعتراف کنند یا سر همه‌ی آنها را از تن جدا خواهد نمود، و دستور این کار در کمال ناباوری همگان به جلاد چینی صادر می‌کند و …»

 

سطوری را که از نظر گذراندید، خلاصه‌ای از فیلم سینمایی «پنجه گربه» به کارگردانی سَم تایلور و بازی کمدین معروف سینما، هارولد کلایتون لوید سینیور، معروف به هارولد لوید، بازیگر، کمدین و تهیه‌کننده‌ی آمریکایی بود که بیشتر به‌خاطر فیلم‌های صامتش معروف است. (این فیلم از معدود فیلم‌های ناطق این بازیگر بود)

 

اما هدف نگارنده از این مطالب چیست؟

مدتی است که سرتیتر خبرهای روز کشور، اختصاص یافته به بازداشت و یا دستگیری مدیران و مسئولانی در سطوح بالای مسئولیت!

بازداشت مدیران عامل شرکت‌های خودروسازی، بازداشت نمایندگان مجلس، بازداشت مدیران فلان شرکت یا بهمان کارخانه، بازداشت مسئول دفتر نماینده و … بازداشت- برخورد و یا برکناری مقامات قضایی و …

 

اقدامات اخیر قوه محترم قضائیه در برخورد بدون تعارف با مفاسد اقتصادی- اخلاقی و … ، بنده را به یاد این فیلم سینمایی می‌اندازد. مفاسدی که حاصل قدرت‌طلبی، طمع، سوءاستفاده از امکانات عمومی برای منافع شخصی، اختلاس، رشوه، خویشاوند‌گماری، اعمال نفوذ بر دیگران و … مهمتر از همه‌ی اینها نبود نظارت درست و کافی در عرصه قدرت به‌وجود می‌آید.

 

آیت‌الله رئیسی، رئیس محترم قوه قضائیه، مجموعه‌ی تحت امر خود را نیز از این تحول و تغییر، مصون نگاه نداشت و در برخورد با کارکنان و بعضاً قضات این قوه، مماشات نکرد و به قولی یک سوزن به خود زد تا جوالدوز را به راحتی نثار دیگران کند. البته نباید شفاف سازی و ملزم ساختن همگان نسبت به پاسخگویی و مسئولیت‌پذیر بودن در تصمیم‌سازی‌ها و عملکرد توسط دولت را نادیده گرفت، اما وجود نهادهای نظارتی تا حد زیادی پاسخگویی در قبال جامعه، جلوگیری از فساد و گسترش آن در نظام‌های اقتصادی و مالی و … را تسریع می‌بخشد.

برخی واکنش‌های دولت در برخورد با تخلفات مجموعه تحت امر خود نیز گاهاً جامعه را امیدوار می‌کند که البته این کافی نیست و می‌بایست همانطور که در وعده‌های انتخاباتی خود آورده، در برخورد با افرادی که در دولت، تخلف کرده‌اند، هیچ خط قرمزی قائل نشده و قانون را برای هم مساوی بداند. دولت می‌داند که باید با فساد و رانت‌خواری مبارزه کند، چرا که بدون آن تولید رونق نخواهد یافت. می‌داند که راه مقابله با فساد، آزادی دادن به رسانه‌ها و مطبوعات است و اتکا به نظارت‌های فرهنگی کافی نیست.

 

وجود آیت‌الله رئیسی، رقیب سابق روحانی و رئیس حال حاضر یکی از قوای کشور(قضائیه) ثابت کرد که در نظام جمهوری اسلامی، فارغ از جناح‌بندی‌های سیاسی و فکری، همه روسای قوا و مسئولین نظام فقط به یک هدف می‌اندیشند و آن اعتلای انقلاب و نظام در همه‌ی ابعاد آن است.

 

امیدواریم که همگان با عقلانیت و تدبیر، کشور را به‌سوی آرامش و آسایش پیش ببرند و سایه‌ی فقر و فساد و بی‌عدالتی از سر مردم برداشته شود. انشاالله …

  • نویسنده : هادی آذرنگ