پس از برگزاری دو سال از اجرای نمایش‌های خیابانی تحت عنوان تاتر دائم، فرصت خوبی است که نکات ضعف و قوت آن را بررسی کنیم. جریان تئاتر دائم خیابانی در درجه اول حرکت منحصر به فردی در جریان تئاتر کشور بود. گروههایی که در تئاتر دایم کار داشتند آثارشان در جشنواره‌های مختلف کشوری حضور پیداکرد. […]

پس از برگزاری دو سال از اجرای نمایش‌های خیابانی تحت عنوان تاتر دائم، فرصت خوبی است که نکات ضعف و قوت آن را بررسی کنیم.

جریان تئاتر دائم خیابانی در درجه اول حرکت منحصر به فردی در جریان تئاتر کشور بود. گروههایی که در تئاتر دایم کار داشتند آثارشان در جشنواره‌های مختلف کشوری حضور پیداکرد. شهر رشت به عنوان پایه‌گذار این حرکت در کشور مطرح شد. مردم را عادت دادیم که هر شب در خیابان تئاتر ببینند. برای پایان هر فصل و افتتاح آن جشن با شکوهی گرفتیم. به بهانه داشتن تئاتر دائم خیابانی ، تئاتر دائم پلاتویی را تعطیل کردیم و …

 

ولی لازمه یک حرکت، داشتن شیوه نامه درست و ساختار تعریف شده است. در ابتدای هر حرکت به دلیل شور و اشتیاقی که داریم نقض ها دیده نمی‌شود، ولی به مرور زمان که شور از بین رفت، اگر کار از پایه درست طراحی نشود عیب‌ها بیرون می‌زند. اینکه با هر شکلی ما فقط اجرایی داشته باشیم از اساس غلط است. در درجه اول باید متولیان این کار از خود بپرسند به دنبال چه چیزی بودند؟ هدف از شکل‌گیری این جریان چه بود؟ آیا غیر از این است که هر حرکت فرهنگی آن هم به این شکل باید به ارتقاء سطح فرهنگی جامعه کمک کند و بستر لازم را در کاهش آسیب های اجتماعی ایجاد کند؟

 

جدا از اینکه اشکالات زیادی به استفاده غلط از واژه (تئاتر خیابانی) وارد است و عموما بخش عمده‌ای از کارها خیابانی نبودند و  بهتربود بگوییم «تئاتر در خیابان»، ما در جذب و پرورش و ارتقاء فرهنگ مخاطب هم درست عمل نکردیم. اگر اطلاعات و آماری پس از دو سال از تاثیراین اجراها در کاهش آسیب‌های اجتماعی و ارتقاء سطح فرهنگ عمومی وجود دارد، بهتر است متولیان آن ارائه دهند.

 

ما باید مخاطب خود را از خیابان به سمت سالن ها هدایت کنیم تا آن مخاطب، دیدن تئاتر، جزو سبد کالای فرهنگی او شود. آیا بعد از دو سال بانک اطلاعاتی از مخاطبان تئاتر ایجادکردیم؟ آیا توانستیم مخاطبان تئاتر را در باشگاه مخاطبان گردهم آوردیم و با ارایه کالاهای فرهنگی به ارتقاء سطح آنها کمک کنیم؟ به دلایل مختلف از جمله ضعف کارشناسی درست این اتفاقات نیفتاد و هنور برای فصل سوم، ما حتی جدول ۳ ماهه اجراها را هم نداریم، در حالیکه باید به جدول ۶ ماهه و حتی یکساله می‌رسیدیم.

 

به دلیل رفتارهای نامناسب، عدم پیگیری درست، بازوی اجرایی این جریان که گروههای تئاتری هستند را نیز از خود دور کرده‌ایم. شور و اشتیاق کار را از آنها گرفته‌ایم و فرصت ها را تبدیل به تهدید کردیم. در این دو سال باید استعدادهای جوان شناسایی می‌شد، موضوعات بررسی می شد و ایده‌ها شکل می‌گرفت.

 

هر حرکتی باید دارای اهداف کوتاه مدت و بلند مدت باشد. طرح داشته باشد . طرح پروژه تئاتر دائم باید به صورت کامل نوشته می‌شد. اینگونه فقط این برداشت می‌شود که این حرکت فقط پروپاگاندایی برای متولیان امر بوده که عکسی بگیرن و شعارهای خود را بدهند.

 

جریان تئاتر دائم یک حرکت خوب و درستی بود که متاسفانه به دلایلی که گفته شد به بیراهه رفت و این فرصت تبدیل به تهدید برای متولیان آن شد. امیدوارم با برگزاری جلسات کارشناسی ادامه مسیر به درستی با اهداف تعریف شده حرکت کند. باید طراحی انجام دهیم تا مخاطبان را به وسیله این اجراها به سمت سالن هدایت کنیم و مخاطب برای کالای فرهنگی هزینه‌ای هرچند اندک بپردازد.

 

محمد پورجعفری

کارگردان و مدرس تئاتر